close
تبلیغات در اینترنت
دیدن اولین پیست موتورسواری...... و اینکه یاد گرفتم صلوات بفرستم...
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
Lilypie - Personal pictureLilypie Second Birthday tickers Lilypie - Personal pictureLilypie Second Birthday tickers

به همه ی دوست های گلم

دیروز جمعه بود و بابایی جون جونمم خونه بود و من مثل همیشه صبح وقتی پا شدم و دیدم بابایی خونه ست کلی ذوق کردم...

بعد از خوردن ناهارم با مامی و بابایی جونم رفتیم بیرون تا من از دیدن طبیعت کیف کنم، همون اولش تو ماشین خوابم برد و نتونستم کلی از جاهای قشنگ رو که تا حالا ندیده بودم ببینم...

مثلا یه غار هست به اسم غار انوشیروان که بابایی میگفتش که قدیمیا میگن مادر پادشاه ایران زمین بچه شو که همون انوشیروان باشه رو تو این غار بدنیا آورده، نیست که من خواب بودم مامی جونم نتونست عکس بگیره، همش میگفت که ایشالله یه روز از صبح میایم تا آتریسایی هم ببینه و مامی هم کلی عکس و فیلم ازش بگیره...

جلوتر که رفتیم همین جور که مامی و بابایی داشتن منظره های بکر طبیعت رو نگاه میکردن، یهویی متوجه گروه صخره نوردی شدن که داشتن از کوه های صخره ای بالا می رفتن و بابایی هم کلی واسشون بوق زد و تشویقشون کرد، اون ها هم کلی خوشحال شدن، ولی باز هم من خواب بودم و مامی نتونست عکس بگیره...

داشتیم برمیگشتیم که بابایی متوجه شد که جلوتر پیست موتورسواری روی تپه هاست و وااااای که چقدر هم شلوغ بود، همه دوربین به دست بودن و داشتن فیلم می گرفتن؛ بابایی هم واستاد تا ما هم ببینیم و اینجا بود که من بیدار شدم و نیست که هنوز خوابم می اومد یه کوچولو گریه هم کردم، بعد رفتم بغل بابایی جونم و با هم کیف کردیم...

عکس های من

همین الان بیدار شدم

اولین پیست موتور سواری که دیدم...

اولین پیست موتور سواری که دیدم...

اولین پیست موتورسواری که دیدم...

و اما جدیدترین چیزهایی که یاد گرفتم...

از پریروز یاد گرفتم و با مامی صلوات می فرستم

مامی میگه: الله                       منم میگم: هم

مامی: صل علی                      من: محمد

مامی: و آل                             من: محمد

وقتی واسه بابایی جونم خوندم کلی واسم ذوق کرد و بوسم کرد...

امروز هم مامی جونم منتظره تا از خواب که بیدار شدم قبل از بردنم به مهد واسه باباجونم( بابایی مامی جونم ) بخونم و باباجونمم واسم ذوق کنه، آخه من که تو این دنیا جز همین باباجون و مامان جون مهربووووووووونم کسی رو ندارم...

کیلومترها از هم دوریم ولی قلبش واسم می تپه، مامی جونمم همیشه میگه مهم قلب آدمه که به یاد کسی باشه وگرنه شاید کسهایی باشن که از لحاظ مسافت چند متری از هم دور نیستیم ولی اصلا ما رو نمی بینن آخه تو قلبشون جایی واسه ما ندارن...

باباجونم خیلی دوستت دارم

مامان جونم خیلی دوستت دارم

کاش این همه از شما دور نبودیم، اون موقع مامی جونم این همه غصه ی غربت رو نمی خورد...

مامی جونم خیلی وقته که داره همه تلاشش رو میکنه تا بابایی جونم و راضی کنه تا از این شهر بریم...

(((که تنها خاطره ی شیرینش تولد من تو این شهره)))

به امید اون روز...

جدیدترین شعری که بلد شدم بخونم:

مامی میگه: یه توپ دارم                       منم میگم: توپ

مامی: سرخ و سفید و                          من: آبیه

مامی: میزنم زمین                              من: هوا مییه...

مامی: نمی دونی تا                            من: اجا........

مامی: من این توپ و                            من: نداشتم

مامی: مشق هام رو خوب                    من: نوشتم

مامی: بابام بهم                                  من: عیدی دا...

مامی: یه توپ قلقلی داد...

با مزه ترین کلمه ای رو که یاد گرفتم، میگم پلپل؛ یعنی فلفل، بعدش هم میگم اه اه اه... جییییزه

فاطمه جون، دختر همسایه مون که خیلی منو دوست داره و تو هفته چند روزی میاد باهام بازی میکنه و منم خیلی خیلی دوستش دارم، وقتی پلپل گفتن منو دید اینقدر ذوق کرد واسم که نگو...

پنج شنبه هم وقتی خاله مریم( مامان فاطمه جون) اومدش خونه مون تا واسمون آش رشته ی خوشمزه بیاره، فاطمه همش میگفت مامان ببین چقدر بامزه میگه و همش از من میخواست که بگم پلپل...

راستی خاله جون، آش خوشمزه ای بود، بابایی هم از سرکار که اومد خورد و همش میگفت به به، چقدر خوشمزه ست...

میســـــــــــــــــی خاله مریم مهربوووووووووووووووونم  

من هنوز خوابم و مامی اومده بالاسرم تا بیدارم کنه ولی دلش نیمد و اومد و کلی عکس گرفت

آخه ببعی رو بغل کردم

خوابیدنم با ببعی تو بغلم   




درباره : تصاویر آتریسا , خاطرات آتریسا ,
برچسب ها : انوشیروان , صخره نوردی , موتورسواری ,
بازدید : 497
[ شنبه 18 بهمن 1393 ] [ 8:42 AM ] [ نویسنده : آتریسا جون ] | نظرات ()
مطالب متفرقه
نظر بدهید
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
این نظر توسط مامان عسل در تاریخ 1393/11/28 و 9:10 دقیقه ارسال شده است

قربونت برم من که صلوات میفرستی ایشالله که زیرسایه قرآن عاقبت به خیربشی..راستی سعیده جون ماشالله چقدرپست گذاشتی یامن خیلی وقته بهت سرنزدمشکلکشکلک

پاسخ: خدا نکنه خاله جونم شکلک
نه عزیزم آتریسایی بزرگتر که میشه کم وقت میکنم بیام، پارسال خیلی بیشتر میذاشتم؛ البته شما هم سرتون شلوغه و چند وقتی بود نیمده بودین، عزیز دلم شکلک

این نظر توسط یاقوت در تاریخ 1393/11/20 و 1:14 دقیقه ارسال شده است

در گلشن دوست ، گل چیدن سخت است همه را دیدن ، تو را ندیدن سخت است چون روزگار بر همه کس پایدار نیست بهتر از دوست در جهان یادگار نیستشکلکشکلک

اتریسااااا جووونم همیشه سلامت باشید
صلوات گفتند عالیه قربونت بشم اتریسااااا خودمشکلکشکلک


پاسخ : میســـــــــــــــــی عمویی گلم،
ممنون
خدا نکنه عمو یاقوت عزیز شکلک

این نظر توسط هلا در تاریخ 1393/11/19 و 19:06 دقیقه ارسال شده است

سلام خوشگل خانوم
میبینم که کلی رفتی گردش شکلک ولی همش خواب بودی که شکلک
اشکال نداره ایشالله دفعه ی بعد خانوم خانوماشکلک
خیلی خوبه که صلوات گفتنو یاد گرفتی ایشالله خانوم بشی و معنیشو بدونی و همونا نگهدارت باشن ایشالله
بچه ها مغز زندگی آدمان ایشالله همیشه خدا جون حفظت کنه شکلک
خوشحال شدم بالاخره مامی جونت اومد و سری به وب زد آخه همش میومدم نگا میکردم ببینم چیزی در موردت نوشته یا نهشکلکشکلکشکلک خدا حفظت کنه عزیزم خداحافظشکلک
پاسخ : سلام خاله هلا جون، آره من وقتی میرم تو ماشین زودی خوابم می بره...
ممنونم خاله ی گلم
مرسی که میاین پیشم خاله ی عزیزم
می بوسمتون
بوس بوس

این نظر توسط DUYGU در تاریخ 1393/11/19 و 14:24 دقیقه ارسال شده است

سلام آتریسای گلم ،ای قلبون اون صلوات گفتنت خوشگله ،بووووووس عزیزم

مامان آتریسایی فدات خانومی وقتی خوندم بغض کردم ان شالله به خواستتون برسین، از طرف من اتریسا جونو ببوس ،موفق و سلامت باشینشکلکشکلک
پاسخ : سلام خاله ی مهربووووووووووونم، خدا نکنه خاله ی عزیزم شکلکشکلکشکلک
سلام دوست خوبم، ممنون عزیزم
چشم حتما

این نظر توسط مامان هستیا در تاریخ 1393/11/19 و 9:02 دقیقه ارسال شده است

سلام نانازیم هزارآفرین عزیزم خیلی خوبه بلد شدی صلوات بفرستی و شعر بخونی شکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکمامانی براش حتما اسپند دود کن خدا حفظش کنه می بوسمت عسلمشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلک
پاسخ : سلام خاله ای، میســــــــــــــــــی شکلک
چشم حتما

این نظر توسط مامان افسانه در تاریخ 1393/11/19 و 0:28 دقیقه ارسال شده است

سلام عسل من فدای صلوات گفتنت به حق همین ذکر عزیز سایه حق همیشه بالاسرت باشه و همیشه کنار مامان بابای عزیز و مهربونت خوشبخت باشیشکلک
دوست گلم خوندن پستت غم به دلم اورد نبینم این همه یاد خاطرات بدت بیوفتی من تو غربت نیستم ولی میتونم بفهمم که خیلی سخته ان شاالله همسرت راضی بشه و برین جایی که دوست داری و همه خاطرات بد رو بسپار به دست باد و به خوشی ها و عاشقی ها فکر کن خیلی بووووووووووووووووووووس برای روی ماه دوست عزیزم
شکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلک
پاسخ : ممنونم خاله افسانه ی عزیزم شکلک
ممنونم از همدردیت افسانه جونم شکلکشکلکشکلک

این نظر توسط مامان آنیسا در تاریخ 1393/11/18 و 18:24 دقیقه ارسال شده است

آخه عزیزم غربت خیلی سخته
ایشالا که باباجونت راضی بشه هر چی زودتر برگردید پیش مامان جون و باباجونت عزیزم شکلک
پاسخ : آره خداییش، خصوصا از وقتی آتریسایی بدنیا اومده، هر لحظه احساسش میکنم شکلک
ایشالله

این نظر توسط نگین در تاریخ 1393/11/18 و 15:03 دقیقه ارسال شده است

افرین دخمل خوب که صلوات میفرستی خدا خودش همیشه پشت و پناهت باشه عزیزم .خیلی نازی دخمل باهوش شکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلک


عکس اخری هم دیه ادم دلش میخواد مردم ازاری کنه ببوسه بیدارت کنه شکلکشکلکشکلک اینقد دوس دارم اصلا یه وضعیه شکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلک
پاسخ : میســــــــــــی خاله نگین جونم شکلکشکلکشکلک
ممنونم
آره مامی هم خیلی دلش میخواد اذیتم کنه و بیدارم کنه ولی معمولا دلش نمیاد شکلکشکلکشکلکشکلک




.: Weblog Themes By SlideTheme :.